حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 26
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
گرفتند ، امّا بين جلوس سفّاح بر مسند خلافت و ورود مغزّ الدوله به بغداد بيش از دو قرن فاصله بود . با وجود آنكه انحطاط سياسى حكومت عبّاسيان از قرن سوم ه . ق . به بعد آغاز شد و تجزيهء قدرت امپراطورى و ضعف قدرت حاكمهء دارالخلافه را در پى داشت ، امّا در زندگى اقتصادى و فرهنگى تأثير ناگوار فورى برجاى نگذاشته بود . در اواسط قرن پنجم ه . ق ، قدرت آل بويه به پايان رسيد و يكى از امراى ترك بهنام باسيرى ، بغداد را گرفت و به نام خليفهء فاطمى خطبه خواند . اين حادثه قدرت فاطميان را در آن دوره نشان مىدهد . در 447 ه . ق ، طغرل بيك وارد بغداد شد و خود را سلطان خواند . سلجوقيان بر خلاف آل بويه ، تركنژاد و اهل سنّت بودند . شيعيان در دورهء آنها محدوديت بيشترى داشتند . پس از تجزيهء قلمرو وسيع سلاجقه ، عراق بهدست سلسلهاى از امراى سلجوقى افتاد كه آخرين آنها طغرل ابن ارسلان ( 571 - 90 ه . ق ) بود . در نتيجهء برافتادن قدرت سلاجقه و فقدان حكومتى كه جانشين آن شود ، ناصر خليفهء عباسى موقع را مغتنم شمرد و براى تجديد حيات قدرت از دسترفتهء خلافت كوشيد . او با سوء استفاده از احساسات شيعيان ، آنها را به پشتيبانى خود برانگيخت . خوارزمشاهيان همچون در معرض تاختوتاز مغول بودند ، نمىتوانستند مانع موفقيت وى شوند . در نتيجه ، چندى حكومت عبّاسيان قدرت گرفت ، امّا جانشينان ناصر ، همگى نالايق بودند و دوباره به ضعف خلافت كمك كردند . در 656 ه . ق . هولاكوخان پس از فتح ايران ، به بغداد رفت و مستعصم باللّه ، آخرين خليفهء عبّاسى را شكست داد . گرچه خلافت عبّاسيان ، مدّتها پيش از حملهء مغول ، نفوذ و اعتبار خود را از دست داده بود ، امّا فتح بغداد و برافتادن خلافت ، در تاريخ اسلام حادثهاى عظيم بهشمار مىرود . خلفاى عباسى : سفّاح 132 - 136 منصور 136 - 158 مهدى 158 - 169